گونه شناسی تزِئینات قواره بری درفرم خورشیدی درها

گونه شناسی تزئینات قواره بری درفرم خورشیدی درها

گونه شناسی تزئینات قواره بری درفرم خورشیدی درها

گونه شناسی تزِئینات قواره بری درفرم خورشیدی درها


(مطالعه موردی:درهای بناهای سلطنتی دوره قاجار تهران)

 
 


چکیده

هنر صنعت قواره بری چوب از جمله هنرهای کاربردی و تزئینی است که شکوه وزیبایی خاصی به بناهای دوره ی قاجار (1343-1209ه.ق) بخشیده است و شاید بتوان آن را یکی از بارزترین تزئینات معماری این دوران به واسطه ی کاربرد گسترده وتنوع نقوش و طرح های اجرا شده در ساخت وزینت بخشیدن به انواع درها وپنجره ها و ارسی ها دانست.در این مقاله قصدداریم تا با رویکرد زیباشناسی بصری، به بررسی ویژگی های هنری خاص، در« خورشیدی » درهای تزئین یافته با هنر قواره بری در چهار مجموعه بنای سلطنتی قاجاری در تهران(کاخ گلستان، کاخ نیاوران،باغ فردوس وعمارت مسعودیه)، بپردازیم.
روش این پژوهش توصیفی- تحلیلی وگرد آوری مطالب به شیوۀ اسنادی (کتابخانه ای)وبر پایۀ پژوهشی میدانی (شامل تهیه تصاویر از آثار قواره بری در بناهای مذکور وتجزیه وتحلیل خطی نمونه ها)استوار است.نتایج این مطالعه حاکی از آن است که علاوه بر ساختار کلی بیشتر خورشیدی ها که بصورت نیم دایره با تقسیم بندی های شعاعی و نقش مایه های هندسی،گیاهی یا تلفیقی است،تناسبات یا نقوش خاصی نیز اعم از ساختار بیضی شکل خورشیدی ها با محور تکثیر موازی و نقوش گیاهی پرکار یا ساده نیز وجود دارد که بررسی ویژگی های آنها میتواند گامی در جهت آشنایی بیشتر با ویژگی های زیبا شناسی هنر قواره بری دوره قاجار ودر نتیجه نزدیک شدن به تعریف سبک خورشیدی سازی دوره ی مذکور تلقی گردد.

مقدمه

هنر عصر قاجار(1243-1209ه.ق)با اینکه از نظر کیفی در سطح پایین تر از هنر ادوار پیشین قرار داشت و از حیث شکوه و عظمت نیز قابل مقایسه با آن ها نبود ویژگی و هویت کاملا مستقل و ویژه ای را به نمایش گذاشت..هنر دورۀ قاجار شامل معماری و تزئینات دیواری ِ، نقاشی ونگارگری ، جلد سازی وقلمدان سازی ، قالی بافی و. . . است. هنر این دوره نشانگر سه مشخصه و ویژگی بنیادی بود :1. تاثیر پذیری از معماری اصیل و سنتی ایران به خصوص دورۀ صفویه که این تاثیر پذیری را می توان در خانه های مسکونی و ابنیه مذهبی مشاهده کرد ،2. ورود گستردۀ عناصر هنر مردمی و عامیانه ،3. وابستگی روز افزون به تأثیرات هنر غربی.
دورۀ قاجار عصر پیدایش نو آوری ها و اجرای اصولی نوین در ساخت ابنیه به خصوص کاخ هاست. در این دوران به پشتوانۀ قوانین ساختمان سازی دوره های پیشین ونیز نفوذ هنر غربی به هنر اصیل ایرانی،اصول، قواعد، قوانین وابداعاتی در زمینۀ معماری به دست آمد که تزئینات معماری نیز از این نو آوری ها بی بهره نبود. تزئینات معماری عصر قاجار دارای ویژگی های منحصر به فردی است نظیر: ازدحام بیش از حد نقش در کادر ،تنوع بالای رنگ واهمیت به آن بیش از ساختار اصلی طرح، تجمل گرایی واستفاده از نقوش و تزئینات غربی همچون دورل روکوکو و باروک ( به خصوص در اواخر دورۀ ناصری)،استفاده از عناصر طبیعی همچون پرندگان در نقوش و غیر هندسی اجرا کردن این طرح ها .
در این عصر تحولی درشکل درها وپنجره ها وبه ویژه روزن های بالایی درها پدید آمد. بسیاری از روزن هایی را نیز که در گذشته به شکل مربع یا مستطیل یا با قوس جناغی می ساختند به شکل دایره و بیضی می ساختند .همچنین برای ساختن پنجره های ارسی1 استفاده از قواره بری بیش از گره سازی مورد توجه قرار گرفت. مطالعه وبررسی ویژگی های ساختاری درها و پنجره ها ونیز خورشیدی های آن ها بیانگر آن است که در این دوره قوانین خاصی در ساخت آثار چوبی وابسته به معماری به کار برده می شود که بررسی آن ها می تواند به شناخت هر چه بیشتر و بهتر معماری دورۀ قاجار و تزئینات وابسته به آن کمک شایانی کند.
مقالۀ حاضر در پاسخ به سوالاتی است که در رابطه با ویژگی های بصری قواره بری نظیر ساختار،تناسبات ونقوش در بخشی از آثار ساخته شده با این روش یعنی «خورشیدی» درها وجود دارد.پس می توان گفت اصلی ترین سوال مورد مطالعه در این پژوهش عبارت است از: ویژگی های بصری «خورشیدی»درها که با تکنیک قواره بری در بناهای سلطنتی قاجاری تهران به اجرا در امده اند چیست؟تنوع گونه های «خورشیدی»، در بناهای مذکور چگونه است؟ لذا هدف این پژوهش بررسی ویژگی های بصری «خورشیدی درها»، به منظور آشنایی بیشتر با سبک قواره بری قاجاری، است که نبود اطلاعات لازم در این زمینه با توجه به پیشینۀ تحقیق بر اهمیت ولزوم این پژوهش تأکید می کند.
در این پژوهش، ضمن تعریف هنر قواره بری چوب ، ابنیۀ سلطانی تهران در دورۀ قاجار که دارای درهایی با «خورشیدی های» قواره بری شده هستند معرفی شده و سپس در جداولی، ویژگی های بصری آن ها اعم از ساختار کلی،تناسبات، واگیره، شیوه های تکرار، نقش مایه ها، رنگ و هنرهای تلفیقی با قواره بری در این نمونه های مطالعاتی مورد بررسی قرار می گیرد.

روش تحقیق

روش این پژوهش توصیفی – تحلیلی و گردآوری مطالب به شیوه اسنادی (کتابخانه ای) و بر پایه پژوهشی میدانی (شامل تهیۀ تصاویر از آثار قواره بری در بناهای مذکور و تجزیه وتحلیل نمونه ها) استوار است. جامعۀ آماری مطالعه شده شامل 24 نمونۀ «خورشیدی» از درهای چهار مجموعه بنای سلطنتی است به نحوی که 6 نمونه از عمارت های بادگیر، تخت مرمر وکاخ ابیض (از مجموعه کاخ گلستان)، 7 نمونه متعلق به صاحبقرانیه وحوضخانه (از مجموعه کاخ نیاوران)، 2نمونه از عمارت باغ فردوس ونیز 9 نمونه مربوط به عمارت های دیوان خانه، سید جوادی، مشیرالملکی وحیاط خلوت ( از مجموعه بناهای مسعودیه) است .

پیشینۀ پژوهش

در خصوص معماری وتزئینات وابسته به آن در دورۀ قاجار کتاب ها ومقالاتی نوشته شده است از جمله ایینۀ خیال نوشتۀ گودرزی(1388)وتاریخچۀ ساختمان های ارگ سلطنتی تهران و راهنمای کاخ گلستان اثر یحیی ذکاء(1349)که در آن ها به شرح معماری دورۀ قاجار ودر کنار آن به اختصار دربارۀ درها،پنجره ها و به خصوص ارسی ها امده است. کتاب ارسی، پنجره ای رو به نور اثر مهدی امرایی(1383) نیز به طور اختصاصی به بررسی ارسی ها پرداخته است، اما دربارۀ «خورشیدی ها»و نقوش خاص آن ها تاکنون کتاب ومقاله ای نگاشته نشده است.
از آنجا که این بخش از آثار چوبی بخش عمده ای از تزئینات چوبی بنا را تشکیل می دهند،این پژوهش با توجه به نوشته های موجود در این زمینه، به مطالعه دربارۀ خورشیدی های ساخته شده با تکنیک قواره بری بالای درها (خورشیدی) پرداخته است.

هنر قواره بری و جایگاه آن در معماری دورۀ قاجار


 


از جمله نوآوري ها درتزيينات معماري ساخت وتزيين انواع پنجره به شیوۀ قواره بری چوب است ، که علاوه بر تزئین بنا، از لحاظ فنی نیز دارای خصوصیات وشاخصه هایی منحصر به فرد است. قواره بری در فرهنگ معماری سنتی ایران به معنای برش اشکال منحنی از چوب و آجر است. بر اساس مشاهدۀ نمونه های موجود این گونه استنباط می شود که اولین آثار در دورۀ زندیه ساخته شده اند و بیشتر شامل قاب بندی هایی برای اجرای گره چینی چوبی بوده اند، اما به تدریج دردورۀ قاجار از هنری حاشیه ای تبدیل به هنر مستقل گشته وبه طورآزاد در درها،پنجره ها و به خصوص در اُرسی ها دیده می شود.
هنر قواره بری به دلیل اصالت طرح ونقش وتنوع وزیبایی نقوش، خصوصیات فنی آن مانند استحکام و دوام و نیز نورپردازی خاصی که در ابنیه ایجاد می کند، در بسیاری از بناهای اواخر زندیه و قاجار مورد استفاده قرار گرفته است و به این آثار زیبایی و عظمت خاصی می بخشیده است. قواره بری چوب هنری است تکامل یافته از هنر زیبای گره چینی است و همانند آن از کنار هم قرار گرفتن قطعات بریده شده از چوب به نام آلت1 و اتصال میان آن ها ساخته می شود. در قواره بری نیز مانند گره چینی، اتصالات به صورت فاق وزبانه است که به علت وجود انحنا در آلات چوبی دقت وظرافت کار زیادی را می طلبد.
در گره چینی چوب از نقوش هندسی و در قواره بری، از نقوشی با خطوط گردان و منحنی استفاده می گردد. از دیگر وجوه تمایز میان گره چینی و قواره بری این است که گره چینی گاه به صورت پوک و بدون لقط2 ساخته می شود؛اما قواره بری همواره دارای لقط است که معمولا از جنس شیشه یا با کمک سایر هنرها مانند پارچه بری 3 چوب این لقط را می سازند. طرح در آثار قواره بری به طور معمول از تکرار یک واحد اصلی به نام «واگیره» است. نقش مایه ها بیشتر شامل نقوش اسلیمی ،بته، قاب قابی، بندی، گلدانی وحیوانی مانند انواع پرندگان است ودر برخی موارد به خصوص در اثار اواخر دوره قاجار، نقوش از نقش مایه های هندسی نظیر دایره وبیضی استخراج می گردند.
کادر این واگیره ها، شعاعی، مربع ویا مستطیل است که واگیره ای شعاعی نسبتی مشخص از دایره است. این واگیره ها به صورت انعکاسی وگاه انتقالی تکرار می شوند و نقش اصلی را در متن و یا حاشیۀ کار رقم می زنند. همان طور که ذکر شد، از جمله کاربردهای قواره بری ها در در پنجره ها، ارسی ها و درهاست که علاوه بر زیبایی، دارای تنوع و گونه گونی بوده و به بهترین وجه ممکن شیوه های قواره بری دوره قاجار را به نمایش می گذارد. به استناد شواهد تاریخی، شاید بتوان کهن ترین مدارک ونمونه های در و پنجره در معماری ایران را در نگاره دژهای مادی یافت. درهمه آن ها دروازه هایی وجود دارد که دارای در دولته ای است که به گمان فراوان از چوب ساخته شده و روی آن اهنکوب بوده است.روی جام های ساسانی نیز نگارۀ چند ساختمان که برخی از آن ها به نیایشگاه و برخی دیگر به دژ می ماند( همانند دروازه های مادی)دیده می شوند.
با این تفاوت که لنگه های آن تبدیل به مستطیل شده و هلالی ونالی بالای آن با نگارۀ «خورشید» پر شده است. این بخش هلالی شکل، کمابیش استمرار خود را حفظ کرده است، به نحوی که امروزه به هلالی بالای در وپنجره «خورشیدی»4اطلاق می گردد(معماریان،558:1390). در ذیل به معرفی بناهای سلطنتی تهران در دورۀ قاجار که درهای آن ها دارای «خورشیدی» هستند پرداخته خواهد شد و ویژگی های این نمونه ها مورد مطالعه قرار خواهد گرفت.



  1. آلت : چوب هايي که در ساختن پنجره به کار مي روند. قطعاتي از چوب که با طرح و شکل مشخص تراشيده شده و در ساخت پنجرة مشبک به کار مي روند(عبدي فر،17:1392).
  2. لقط: اشکال هندسي محصور در آلت های تزئینات گره چینی (فلاح فر،242:1388)که در قواره بری این اشکال بر حسب نوع نقش مایه ایجاد شده توسط آلت ها به شکل هایی با خطوط منحنی تبدیل می گردد.
  3. پارچه بری: از شيو ه هاي تزئيني و مشبک سازي با چوب براي در و پنجره ها از صفحات تکه چوبي (همان: ٥١).
  4. قواره بري بالاي درها و پنجر ه هاي دولته ای را «خورشیدی» گویند(امرایی،188:1383).



معرفی بناهای سلطنتی مورد مطالعه و درهای دارای خورشیدی در آن ها

 

کاخ ها همواره چشمگيرترين مکا نها براي نشان دادن هنر دست هنرمندان در هر دوران است و همواره بهترين وچيره دست ترين هنرمندان هر عصر در ساخت و پرداخت بناهاي سلطنتي دوران مشارکت داشته اند. در دورة قاجارنيز کاخ هاي زيادي در نقاط مختلف ايران به دست زبده ترين هنرمندان ساخته شده اند که در اين بين چهار مجموعه بناي گلستان، نياوران، باغ فردوس و مسعوديه (که به طورمستقيم و غيرمستقيم به خاندان سلطنتي منتسب هستند)،به دليل قرارگيري در پايتخت قاجار، مناسب ترين محل براي هنرنمايي معماران و هنرمندان بوده اند و در آنها مي توان زيباترين و منحصربه فردترين آثار معماري و تزئينات وابسته به معماري اين دورة تاريخي، به خصوص تزيينات چوبي شامل در و پنجره هاي ساخته شده با تکنيک گره چيني و قواره بري را در سطحي وسيع مشاهده کرد.
همچنين، ازآنجا که اين بناها در طول ساليان مختلف از حکومت قاجار ساخته و تزئين شده اند، با تحقيق و پژوهش بر روي آنها مي توان تنوع و گوناگوني نقوش و نيز تغييرات اعمال شده بر تزئينات قواره بري در طول حکومت قاجار دست يافت.

مجموعة کاخ گلستان

عمارت بادگير: عمارت بادگير در زمان فتحعلي شاه(1250-1212 ه.ق) در ضلع جنوبي مجموعه کاخ گلستان ساخته شده است، اما در زمان ناصرالدين شاه) ۱۳۱۳-۱۲64ه.ق) توسط حاج علي خان حاجب الدوله تغييرات قابل توجهي در آن انجام گرفت (گودرزي،199:۱۳۸۸). بادگير حياطي کوچک و تالاري بزرگ دارد که اُرسي، ستونها و ديواره و سقف آن تماماً با نقاشي، آيينه کاري،گچ بري، منبت کاري و مرمر پوشيده شده است و از اين نظر يکي از تالارهاي پرکار و جالب عمارات سلطنتي در دورة قاجاريه به شمار مي رود( معيرالممالک،42:1341؛ گودرزي ،199:1388). ساختمان داراي يک زيرزمين نيز هست که در دوره های بعد، چهار راهرو و چهار بادگیر به آن افزوده شده است و به همين دليل آن را «عمارت بادگیر» نامیده اند(معماريان،413:1390).
در اين بنا، سه نمونه از خورشيدي ها در قسمت بالاي درها وجود دارد که به علت تناسبات و نقش مایه هاي خاص خود و همچنين تلفيق قواره بري با گره چيني در دو نمونه از خورشيدي ها، چشمگير ومنحصربه فرد هستند. در تصوير ۱، يکي از درهاي داراي خورشيدي نشان داده شده که در دو سمت شرقي و غربي عمارت بادگير به صورت قرينه قرار دارد.خصوصيت قابل توجه خورشيدي اين نمونه در فرم کلي خورشيدي است که از نيم دايره بزرگتر شده و در قسمت مرکزي دايرة کامل ديده مي شود. قابل ذکر است که اين درها تالار اصلي را به فضاهاي جانبي متصل مي کنند.
تصاوير ۲ و ۳ درهاي خورشيدي داري هستند که در سمت جنوبي تالار و مقابل به ارسي نه دري کار گذاشته شده اند.تکنيک خاص به کار رفته در اين درها و ترکيب قواره بري با گره چيني اين دو اثر را به آثاري منحصربه فرد تبديل کرده است. نمونة ديگر اين نقش و تکنيک را مي توان در خورشيدي ارسي هاي خانه اميني هاي قزوين مشاهده کرد.واگيرة اين دو نمونه خورشيدي شبيه به هم و به صورت شعاعي و تَرک های (1/16) دایره هستند.
ايوان تخت مرمر (ديوان خانه): بناي ايوان تخت مرمر يکي از بناهاي کهن و تاريخي شهر تهران است که عمر و سابقة تاريخي برخي از بخش هاي آن از همه قسمت هاي ارگ سلطنتي تهران بيشتر است. در تاريخچة شهر تهران گفته شده است که در تابستان سال ۱۱۷۳ هجري قمري هنگامي که وکيل الرعايا (1193-1119ه.ق)براي تصفيه کار آذربايجان به طرف چمن سلطانيه حرکت کرد دستور داد يک دست عمارت خاصه و ديوان خانة بزرگ به سبک ساساني و باغي در جنب آن بنا کنند.
بنابراين بنياد ايوان تخت مرمر يا چنان که سابقاً گفته اند «ديوان خانه يا ايوان دارالعماره» از عمارات کريم خاني و از بناهاي عهد زنديه در داخل ارگ سلطنتي به شمار مي رود (ذکاء، 41:1343). ساختمان دیوان خانۀ کریم خانی به دست آقا محمد خان (1212-1210ه.ق) تغییر یافت که در دوره های بعدی نیز هم دگرگونی های دیگری دیده شده است،به نحوی که بارها ارسی های آن تغییر یافته و به در وپنجره تبدیل شده است. شکل در و پنجره ها هم تغییر کرده اند ولی نگارگری های آن هنوز بر جا مانده است(معماریان،416:1390).تالاری که تخت در آن نصب شده است به سه قسمت تقسیم شده است. در وسط ایوان شاهی در طرفین آن دو اتاق برای تشريفات و پذيرايي قرار دارد.
اين اتاق ها با پنجره هاي خاتم و نقاشي تزئين شد ه اند و شيشه هاي رنگارنگ دارند.درهاي خورشيدي در اين عمارت در دو طرف ايوان و در محل ورودی به فضای اصلی تخت مرمر است و این درها به دليل تزئينات ظريف و استفاده از تزئينات خاتم مربع روي آلات قواره بري در خورشيدي درها، قابل توجه وچشم نوازند(تصوير4 .( نمونة ديگر از اين درها مربوط به اتاق هاي پذيرايي در دو طرف ديوان خانه است که نور مورد نياز به اين اتاق ها را از طرف محوطة اصلي باغ گلستان تأمين مي کند. گفتني است که طرح قواره بري اين درها به نسبت درهاي تالار اصلي بسيار ساده تر است(تصوير5).

کاخ ابيض

در اواخر سلطنت ناصرالدين شاه(1313-1264ه.ق)سلطان عبدالحميد پادشاه عثماني مقداري اثاثية عالي و گرانبها براي شاه ايران هديه فرستاد. چون در آن هنگام تقریبا همۀ کاخ ها از اثاثيه متعدد پر و آراسته شده بودند و جايي براي نهادن و نصب هداياي سلطان عثماني باقي نمانده بود، از اين روناصرالدين شاه تصميم گرفت که در گوشه جنوب غربي محوطة گلستان، که پيش از آن محل کلاه فرنگي يا برج آقا محمد خانی بود،کاخ جدیدی بنا کند و هدایای سلطان را در آن جاي دهد (ذکاء، 316:1349).ازین رو کاخ ابیض در ضلع جنوب غربي کاخ گلستان در سال ۱۳۰۶ هجري قمري ساخته شد (نجمي،83:1370).
بر خلاف سایر ساختمان های کاخ گلستان که در زمان ناصرالدين شاه به سبک تلفيقي ساخته مي شدند، دو ساختمان عمارت خوابگاه و کاخ ابيض در زمان وي به سبک معماري نئوکلاسيک اروپا بنا شدند (قبادیان،134:1383). به هر حال به علت سفيدي رنگ نماي ساختمان که به شيوة بناهاي قرن ۱۸ ميلادي اروپا گچ بري و نماسازي شده و پله ها و ازاره هاي سرسراي کاخ نيز از مرمر سفيد رگه دار بود بناي جديد كاخ ابيض ناميده شد(ذکاء319:1349).
از آنجا که اين بنا متعلق به دوره اي است که بناها و تزئينات آنها به سبک نئوکلاسيک اروپا بودند، به طور چشمگيري از تزئينات اصيل ايراني مورد مشاهده در ديگر بناهاي مجموعة گلستان، در اين کاخ کاسته مي شود و يا تا حد امکان به سادگي اجرا شده اند. درهاي خورشيدي دار اين بنا تنها داراي يک نقش سادة شعاعي هستند که درتمامي اين آثار تکرار شده اند. اين درها به تعداد زياد و در سمت غربی کاخ ابیض در نمای طبقه دوم وبه عنوان در_ پنجره ديده مي شوند. تزيينات ايراني در اين عمارت اهميت خود را تا حدي از دست داده اند (تصوير6)


 
 


 
 


 
 


مجموعه نیاوران

کاخ صاحبقرانیه:

در مرآت البلدان در ذکر جهان نمای نیاوران ذکر گردیده،که در ابتدا به امر فتحعلی شاه (1250-1212ه.ق) در محلي که اکنون کاخ نياوران است، عمارتي مختصر بنا شد و در فصول گرم سال شاه در آنجا اقامت می کرد. محمدشاه (1264-1250ه.ق)نيز مقداري بر آن بنا بيفزود. ناصرالدين شاه (1313-1264ه.ق) آن بنا را خراب کرد و به کمک حاجي علي خان اعتمادالسلطنه قصر و عمارتي زيبا بنا کرد. .شرح آن در المآثر و الآثار نيز ذکر گرديده که چون پس از قرن نخستين پادشاهي ناصرالدين شاه عمارت تجديد بناي کلي يافته بدين سبب صاحبقرانيه ناميده شده است (کريمان،206:1355).این بنا چون بر تمام پهنة جنوبي دامنة توچال اشراف داشت و همه جا ديده مي شد، آن را جهان نماي نياوران خواندند) همان، 553:1356). از اين تاريخ به بعد از نام عمارت جهان نما در متون تاريخي اثري نيست. معلوم نيست کاخ صاحبقرانيه جايگزين عمارت جهان نما گرديده است يا اين هر دو هم زمان وجود داشته اند و محل عمارت نياوران در باغ در جاي ديگري بوده است) مختاري طالقاني،1385).1
اين بناي دوطبقه حدود ۴۰۰۰ مترمربع مساحت دارد.در مرکز هر طبقه تالاري مرکزي با شاه نشين قرار دارد و در دو طرف آن راهروهايي ديده مي شود. حوضخانه با چهار ستون و تزئينات گچ بري در طبقة همکف قرار دارد(بهزادفر،250:1387). در داخل بنا مجموعه متنوعي از هنرهاي وابسته به معماري مانند گچ بري، آينه کاري،حجاري، نقاشي، قاب بندي و آلت چيني در قسمت هاي مختلف بنا به کار رفته اند.مشخص نيست که کداميک از تزئينات و آرايه هاي موجود در فضاهاي مختلف عمارت صاحبقرانيه که در وضعيت حاضر وجود دارند، اصلي و کداميک الحاقي است (مختاري طالقاني،1385). قدمت بالاي عمارت صاحبقرانيه و بازسازي هاي انجام شده بر روي آن در طي سال هاي مختلف از دورة قاجار، به خصوص مرمت کلي که در زمان ناصرالدين شاه و به سال ۱۲۶۸ هجري قمري به صورت گرفت، سبب گرديده که تزئينات ديواري موجود در آن نيز بر حسب زمان و با سليقه معماران دوره هاي مختلف بازسازي شوند.
آثار قواره بري اين کاخ نيز به همين دليل داراي تنوع زيادي در طرح و نقش هستند به طوري که در اين عمارت و حوضخانه مربوط به آن طيف گسترده اي از نقوش قواره بري، شامل نقوش گردان و اسليمي هاي پيچيده (تصاوير ۹ و 10) ، طرح هاي قا ب قابي ايجاد شده با نقوش بندي و نيز طرح هاي هندسي ساده با نقوش دوکي شکل (تصاوير ۷ و 8) وجود دارد. اين درها با نقوش متنوع در ورودي اتاق ها، سالن ها و نيز به عنوان نورگير و پنجره ساخته شده اند.

عمارت باغ فردوس

هنگامي که محمدشاه (1264-1250 ه.ق)به پادشاهي رسيد، خواست تا در شميران کاخيبنا کند. بدين منظور زمين هاي باير واقع در سمت شمال غربي جاده قديم اوين را برگزيد و قلعة محمديه را بنا نهاد. حسينعلي خان معيرالممالک که از نزديکان شاه بود، تصميم گرفت تا در نزديکي قلعة محمديه محلي مناسب براي خود بسازد. به همين خاطر خانه ها و زمين هاي واقع در سمت جنوبي قلعه را خريداري کرد و عمارتي نه چندان بزرگ به سبک آن دوران که «فیل گوش» ناميده مي شد، بنا کرد و باغي پهناور و زيبا گرداگرد آن ايجاد کرد و آن را «باغ فردوس» نام نهاد. باغ و عمارت اندرونی در ضلع جنوب غربی باغ فردوس واقع بود و به خاطر دستگاه بيروني «رشک بهشت» نام گرفته بود که اکنون نشاني از آن نمانده است.
(معيري،1376).عمارت باغ فردوس يکي از بناهايي است که با شروع دوران تجدد در معماري ايران، با الهام از ساختمان هاي اروپايي، احداث شد. اين باغ و عمارت که يکي از نمونه هاي بسيار زيباي معماري و باغ سازي دوران قاجار است1 از بسياري جهات با باغ ها و ساختمان هاي آن دوران قابل مقايسه است (قادر،1380).
يکي از عوامل تزئيني اين بنا در و پنجره و اُرسي هاي زيباي آن است که با شيشه هاي رنگين مزين شده اند و هنگام روز به واسطة تابش خورشيد منظره زيبا و دلفريبي را ايجاد مي کنند. درها و پنجره ها همه از چوب و شيشه رنگين و هلال فوقاني پنجره ها از آينه و چوب منبت کاري شده، ساخته شده اند.در تالار اول و شاه نشين جنوبي آن اُرسي هاي بزرگي با منبت کاري و شيشه هاي رنگي و آينه قرار دارد (روزی طلب،174:1389).
در اين بنا نيز همچون ديگر بناهاي سبک نئوکلاسيک اواخر عصر قاجار سعي شده است تا تزئينات ايراني را بسيار ساده تر از دوره هاي قبل به کار گيرند. درها و اُرسي هاي قواره بري شده عمارت به خصوص خورشيدي ها نيز مانند ديگر آرايه هاي معماري، بيشتر با نقوش ساده وتکراري ولي در تعداد زياد، در جاي جاي بنا ديده مي شوند و تنها در يکي از اُرسي ها مي توان طرح هاي پيچيده تر وپرکارتر را مشاهده کرد. اما بايد خاطر نشان کرد همين سادگي در نقوش هم خواني زيادي با بنا و تزئينات ديگر آن دارد و به زيبايي عمارت افزوده است(تصاوير ۱۱ و ۱۲).


 
 


 
 


مجموعة مسعوديه: باغ نظاميه که در جنوب جلوخان باغ نگارستان و غرب باغ سردار ايرواني قرار داشت همان باغي است که باغ مسعودية باقي مانده از آن مورد مطالعه است. باغ نظاميه در سال ۱۲۷۰ هجري قمري مصادف با ۱۲۳۳ شمسي توسط ميرزا آقاخان نوري براي پسرش نظام الملک شروع به ساخت کرد و در سال 1273 هجري قمري به اتمام رسيد. مسعودميرزا- ظل السلطان-)1336-1266ه.ق) پسر چهارم ناصرالدين شاه، که مرتب به باغ نظاميه جهت سکونت رفت و آمد مي کرد، در سال1290 هجري قمري اين محل (باغ-عمارت نظاميه( را از نظام الملک پسر ميرزا آقا خان خريداري کرد و در آن عمارات مفصلي را به سرکاري رضاقلي خان (ملقب به سِراج المُلک) تا سال ۱۲۹۵ هجري قمري بر پا کرد، که از آن پس به مسعوديه شهرت يافت.
ظل السلطان که داعيه وليعهدي و سلطنت داشت، اين باغ و عمارت را چنان بنا کرده بود که روزي قصر سلطنتي ايران شود( نوربخش، 1207:1381). بناهاي موجود، که تاريخ ۱۲۹۵ هجري قمري را بر خود دارند، تنها بخشي از عمارتي هستند که ظل السلطان طي سنوات توانمندي خود از ۱۲۹۰ هجري قمري به بعد در اين محل برپا کرده است. بناهاي معروف به مشيريه و سيد جوادي، واقع در بخش شرقي مجموعه، با تقدم بر بناهاي ديوانخانه و سفره خانه پس از عمارت ديوان خانه و عمارت سر در اصلی (پیاده) پيش از ساختمان جنوبي آن (واقع در شمال حيات خلوت( ايجاد شده است و تاکنون مشخص نشده است که فاصلة زماني ايجاد اين عمارت ها چقدر بوده است.
شايد علاقة زياد ظل السلطان به سلطنت و تقليد در امور و کارها از مقام پادشاهي، براي نشان دادن عظمت و مقام خويش، سبب گرديده تا مجموعة مسعوديه را به عنوان جانشيني براي مجموعه کاخ گلستان بر پا کند و حتي در ساخت تزئينات معماري ايراني سعي شده است تا شکوه و عظمت بناهايي همچون عمارت بادگير و يا تخت مرمر را الگو قرار دهد. در آثار قواره بري اين ابنيه، با وجود آنکه در زماني ساخته مي شوند که در ديگر بناها آرايه ها و نقوش قواره بري رو به ساده شدن دارند، سعي شده است تا در کنار نقوش هندسي ساده، با کمک نقوش بندي و خطوط اسليمي نه چندان پيچيده، طرح هاي زيبا و بي بديلي به خصوص در ساخت اُرسي ها به وجود آورند. اين نقوش زيبا و منحصربه فرد در خورشيدي درها نيز به نحوي قابل توجه نشان داده شده اند(تصاویر13،14و15). قرارگيري عمارت ها در اين مجموعه به نحوي است که از فضاي سبز و نور، بيشترين استفاده را مي کنند.
درهاي خورشيدي دار عمارت هاي سيدجوادي، مشيرالملکي و حياط خلوت به تعداد زياد و با نقش يکسان به عنوان در-پنجره و در نماي ساختمان ها ديده مي شوند و شايد خود اين تکرار باعث زيبايي هرچه بيشتر بناها گشته است. درهاي خورشيدي دار اين مجموعه عمارت، در گذر زمان بارها مرمت و بازسازي گشته اند و سعي شده است تا حد امکان از اصالت بنا کاسته نشود.

جداول تحليل فرم و نقوش خورشيد ي درهاي بناهاي مورد مطالعه

در راستاي بررسي انواع خورشيدي هاي قواره بري درها،ويژگي هاي بصري موجود در اين آثار با توجه به طرح خطي هر خورشيدي،در جداولي مورد تجزيه و تحليل قرار گرفتند. تناسبات در فرم کلي خورشيدي ها و نسبت ابعاد آن با درها، ويژگي واگيره ها از قبيل شيوه تکرار،تناسبات، زيرنقش و ...، انواع نقش مايه ها مانند گياهي،هندسي و همچنين محل کاربرد آن ها در طرح کلي، دومشخصة فني از هرخورشيدي، يعني شيوه هاي هنري تلفيق شده با قواره بري براي تزئين آثار و نيز تنوع رنگ در شيشه هاي استفاده شده در لقط ها از جمله ويژگي هايي است که در اين جدول ها ارائه شده است.
فرم کلي خورشيدي ها، با توجه به طرح هاي خطي و تجزيه و تحليل انجام شده، در اکثر موارد با قوس هاي نيم دايره است و قوس و هلال آن ها برخلاف دوره هاي پيش از قاجار، که از قوس هايي با طراحي پيچيده نظير«پنج اوهفت» یا «شبدری» استفاده مي شده است، رو به سادگي گذاشته و نيم دايره از پُرکاربردترين قوس هاي مورد توجه در اين دوره است که در مواردي خاص و محدود اين نيم دايره داراي پايه هايي شده و به صورت کشيده طراحي شده اند و بخشي از يک بيضي را تداعي مي کنند نظير خورشيدي هاي حوضخانة عمارت صاحبقرانيه، تصاوير) ۹ و ۱۰.( نسبت عرض به طول خورشيدي در اين موارد بيش از(1/2) است.


 
 

بررسي تناسبات در فرم کلي درهاي داراي خورشيدي نشانگر آن است که در اين آثار ارتفاع خورشيدي در حدود (1/4) تا (1/2) از ارتفاع در ساخته مي شده اند و به جز موارد نادري مانند خورشيدي هاي حوضخانه عمارت صدر کاخ نياوران (تصاوير 9و10)،رعايت تناسب ميان خورشيدي و درها يکي ديگر از اصول طراحي اين آثار به شمار مي رود.
تحليل انجام شده بر روي نقوش و واگيره هاي خورشيدي ها نشان داد که ساختار واگيره ها و زيرنقش ها بيشتر به صورت تَرکهايي از دايره، يا طرح هاي شعاعي با نسبت هايي چون (1/4) ، (1/16) ، (1/20) ، (1/24) ، (1/28) ، (1/32) و (1/36) است و پس از آن ساختارهايي نظير بيضي مانند «در» حوضخانه کاخ صاحبقرانيه در زيرنقش ها ديده مي شود. روش تکثيردر تمامي نمونه هاي مورد بررسي روش انعکاسي است که جز در نقش خاصي که به گفتة برخي استادان کهنه کار«تاج درویشی» خوانده مي شود (شکل ۲( همگي آن ها داراي درويشي خطوط تکثير شعاعي هستند. در نقش تاج درويشي نيز که از انعکاس خطوط منحني به وجود آمده است خطوط تکثير موازي هستند.
در رابطه با نسبت عرض به طول در واگير ه ها مي توان گفت که هرچه تعداد ترک ها در هر خورشيدي بيشتر باشد و اين ترکها نسبت کوچکتري از دايره را داشته باشند نسبت عرض به طول واگيره نيز کوچکترمي شود.از اولين نمونه هاي هنر چشمگير و کاربردي قواره بري آثار موجود در ايوان تخت مرمر و عمارت بادگير کاخ گلستان است که داراي نقوش پيچيده و به صورت ترکيبي با هنرهاي ديگر نظير خاتم و گره چيني هستند. اما در اواخر دورة ناصري که به نظر مي رسد آخرين سال هاي شکوه و رونق معماري ايران در دورة قاجار نيز است، نقوش قواره بري رو به سوي ساده شدن دارد تبديل به خطوط ساده منحني( دوکي شکل) با پاية هندسي دارند.
اين نقوش ساده و در عين حال متنوع از لحاظ اجرا پرکاربردترين نقوش در ساخت خورشيدي درها هستند و بيشترين سهم را در بين نقوش به خود اختصاص داده اند. اما در چند نمونه از خورشيدي درهاي عمارت مسعوديه نيز نقوش گياهي با طرح بَندي وجود دارد که داراي پيچيدگي خاصي نيستند. در ساخت و تزيين لقط هاي«خورشیدی» درها از شيشه به خصوص شيشه هاي رنگي استفاده شده است. جدول همنشيني رنگ ها نشان مي دهد که در ابتداي دوران قاجار و نخستين نمونه هاي هنر قواره بري، تنها از پنج رنگ قرمز، آبي تيره، سبز، زرد و شيشه شفاف استفاده شده، اما به مرور زمان با رسيدن به اواخر دورة قاجار رنگ هايي چون سبز و آبي روشن،قهوه اي، نارنجي و بنفش نيز اضافه شده اند. به طور معمول، در هر خورشيدي رنگ هاي اصلي قرمز، زرد و آبي در کنار هم قرار گرفته اند و يا هم نشيني رنگ ها بر اساس رنگ هاي مکمل است. يعني رنگ سبز و قرمز در کنار هم و يا رنگ آبي در کنار رنگ نارنجي ديده مي شود.

 
 


 
 


 
 


 
 


 
 


 
 


 
 


 
 


 
 


 
 


نتيجه:

قواره بري چوب رايج ترين شيوه در ساخت و تزئين درها، پنجره ها و اُرسي ها در دورة قاجار است که طي سال ها از اين دوره همزمان با دگرگوني ها و تغيير سبک معماري، به شيوه هاي مختلف اجرا شده است و در بناهاي مختلف با توجه به زمان ساخت داراي نقوش متفاوت است. اين شيوه ساخت درخورشيدي و هلالي بالاي درها نيز به کار مي رفته است.در ساخت اين خورشيدي ها قوانين و ويژگي هاي خاصي به طور معمول وجود داشته اند که در اکثر موارد به جز موارد محدود و به خصوصي، که شايد نمايانگر ذوق و سليقه و نوآوري سازندۀ آنها بوده است -رعايت شده اند. اين ويژگي ها بيشتر شامل فرم کلي خورشيدي و ارتباط ابعاد آن با ارتفاع در، تناسبات موجود در واگيره ها و نوع زيرنقش هاي مورد استفاده است.
استفاده از قوس نيم دايره در طراحي فرم کلي خورشيدي ها، ساخت خورشيدي ها با ارتفاعي بين حدود 2/1تا4/1 ارتفاع درها و نيز طراحي واگيره ها با ابعاد خاصي از دايره از خصوصياتي است که در طول سال ها از دوران قاجار و ساخت خورشيدي هاي قواره بري شده همواره مورد توجه بوده اند. در استفاده از شيشه هاي رنگي، هرچه به اواخر عصر قاجار نزديک مي شويم، محدوديت استفاده از شيشه ها با رنگ هاي مختلف کم شده و تنوع رنگ بيشتر ديده مي شود.اما برخي ويژگي ها نظير؛ نقوش به کاررفته در اين آرايه معماري، برحسب زمان و با تغيير سبک ساختمان سازي تغييراتي داشته است. به طور کلي، در بناهاي اوايل دوره قاجار، طرحها پيچيده تر و در بناهاي جديدتر که به سبک معماري غربي نزديک تر هستند، طرحها ساده تر شده اند.
با توجه به نتايج به دست آمده از مطالعة فرم خورشيدي هاي قواره بري شده در بناهاي سلطنتي مورد نظر مي توان «خورشيدي»درها را، از لحاظ تنوع فرم، به دو دستة کلي تقسيم کرد:١. فرم نيم دايره، با تنوع فراوان در طرح و نقش و کاربري بيشتر، ٢. فرم هاي بزرگتر از نيم دايره (با نسبت هاي و که به فرم نيم بيضي نزديک مي شوند( ،با محدوديت نقش و استفاده در برخي مکا نهاي خاص (نظير حوضخانة صاحبقرانيه يا عمارت بادگير مجموعة کاخ گلستان). اين گونه از خورشيدي ها، به دليل طراحي هاي خاص و نقوش پيچيده تر، از زيباترين آثار قواره بري به شمار مي روند. فرم نيم دايره به عنوان پُرکاربردترين نمونه از«خورشيدي ها»، عرصة خوبي براي کاربرد نقوش مختلف است و تنوع نقش مايه هاي بيشتري در آن وجود دارد، به طوري که در اين فرم، انواع نقش مايه هاي گياهي(اسليمي و بَندي)، نقش مايه هاي هندسيو نيز نقوش تلفيقي(گياهي- هندسي)ديده مي شود. اما در ديگر فرم هاي موجود، يعني فرم هاي بزرگتراز نيم دايره(نيم بيضي و...) ، تنوع نقوش کمتر بوده و تنها از نقش مایه هاي گياهي(اسليمي( و هندسي استفاده شده است. اميد است اين ويژگي هاي بصري و نتايج به دست آمده بتواند مقدم هاي بر سبک شناسي تزئينات قواره بري، در بناهاي سلطنتي قاجاري تهران تلقي گردد.


منابع و مآخذ

امرايي، مهدي. ١٣٨٣ . اُرسي، پنجره هاي رو به نور. تهران: سمت.
بهزادفر، مصطفي.١٣٨٧ .هويت شهر.تهران:مؤسسة نشر شهر.
بهشتي، محمد و قيومي بيدهندي، مهرداد.١٣٨٨ .فرهنگ نامة معماري ايران در مراجع فارسي.تهران : متن.
پارسا، محمدعلي.١٣٩٠.«خاستگا ههاي معماري پنجره»،مسکن و روستا،75:134-94.
معماريان، غلامحسين.١٣٩٠ .معماري ايراني.تهران: سروش دانش.
ذکاء، يحيي.١٣٤٩ .تاريخچة ساختمان هاي ارگ سلطنتي ايران و راهنماي کاخ گلستان.تهران: انتشارات انجمن آثار ملي.
روزي طلب، حميدرضا.١٣٨٩ .از طهران تا تهران، ج 1.تهران: يساولي.
عبدي فر، نرگس.١٣٩٢ .هنر معماري در دورة قاجاريه.تهران:راشدين.
فلاح فر، سعيد.١٣٨٨ .فرهنگ واژ ههاي معماري سنتي ايران.تهران:کاوش پرداز.
قادر، حسن.١٣٨٠ .شناخت باغ فردوس و طرح مرمت عمارت باغ فردوس.پايان نامة کارشناسي ارشد، دانشگاه هنر اصفهان. قباديان، وحيد.١٣٨٣ .معماري در دارالخلافة ناصري.تهران:پشوتن.
کريمان، حسين.١٣٥٦ .قصران.تهران:انجمن آثار ملي.
کريمان، حسين1355.تهران در گذشته و حال.تهران:دانشگاه ملي ايران.
گودرزي، مرتضي.١٣٨٨ .آينه خيال.تهران:سورة مهر.
مختاري طالقاني، اسکندر.١٣٨٥.« کاخ صاحبقرانيه»، مجموعه مقالات سومين کنگرة تاريخ معماري و شهرسازي ايران، ارگ بم: 25-61.تهران:سازمان ميراث فرهنگي کشور معيرالممالک، دوست علي.١٣٤١ .يادداشت هايي از زندگاني خصوصي ناصرالدين شاه.تهران:تاريخ ايران.
معيري، محمدعلي.1376. «عمارت شهري معيرالممالک دو بناي تاريخي تهران قديم».کلک، 89و261:93-268.
نجمي، ناصر.١٣٧٠ .طهران عهد ناصري.تهران: عطار.
نوربخش، مسعود.١٣٨١ .تهران به روايت تاريخ، ج ١ و 2.تهران:علم.

پایان....
 
 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code